دو واژه ی عدالت و تربیت از دیرباز به صورت جداگانه مورد توجه همگان از شاهان و حاکمان تا رعیت و مردم عادی بوده است .در مورد هرکدام از آن ها مباحث گسترده ای شده است.اما طرح کردن ترکیبی از دو واژه ، ناظر برتأثیرگذاری عدالت بر تربیت است.

بطور کلی ضمن تعریف و بررسی عدالت در ساحت های تربیتی اجتماعی – سیاسی ، دینی – اخلاقی ، علمی – فناوری ، اقتصادی حرفه ای ، هنری – زیبا شناسی ، زیستی – بدنی ، به آسیب شناسی و آثار فقدان یا کمرنگی عدالت آموزشی در نظام های رسمی و غیر رسمی خواهیم پرداخت که البته ممکن است به علت محدودیت های یک مقاله در همه ساحت ها ورود پیدا نکنیم . لیکن سعی بر پوششی همه جانبه است .

عدالتی که مد نظر حضرت علی علیه السلام هست تمامی شئون را شامل می گردد و از همه جهات با تعاریفی که از عدالت در مکاتب مختلف مطرح است متفاوت می نماید . نمی توان در روایتی یا از ایشان پیدا نمود که به نوعی در ساحت های تربیتی ورود نکرده باشد به عنوان مثال می توان
حدیت ذیل را به عنوان عدالت اقتصادی یا سیاسی که دوبخش از ساحت ها را شامل می شود به صورت مستقیم و غیر مستقیم کاربرد دارد.

اءَ تَأْمُرُونِّي اءَنْ اءَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ؟ وَ اللَّهِ لاَ اءَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ، وَ اءَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْما، وَ لَوْ كَانَ الْمالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ؟

ثُمَّ قالَ ع :اءَلا وَ إِنَّ إِعْطاءَ الْمالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرافٌ، وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبَهُ فِي الدُّنْيا، وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ، وَ يُكْرِمُهُ فِي النّاسِ، وَ يُهِينُهُ عِنْد اللَّهِ، وَ لَمْ يَضَع امْرُؤٌ مالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ لا عِنْدَ غَيْرِ اءَهْلِهِ إِلا حَرَمَهُ اللَّهُ شُكْرَهُمْ، وَ كانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ، فَإ نْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْما فَاحْتاجَ إ لى مَعُونَتِهِمْ، فَشَرُّ خَدِينٍ وَ اءَلْاءَمُ خَلِيلٍ .

آيا مرا فرمان مى دهيد كه پيروزى را طلب كنم ، به ستم كردن بر كسى كه زمامدار او شده ام به خدا سوگند، چنين نكنم تا شب و روز از پى هم مى آيند و در آسمان ستاره اى از پس ستاره ديگر طلوع مى كند. اگر اين مال از آن من مى بود، باز هم آن را به تساوى به ميانشان تقسيم مى كردم . پس چگونه چنين نكنم ، در حالى كه ، مال از آن خداوند است .

سپس ، فرمود:

بخشيدن مال به كسى كه حق او نباشد، خود گونه اى تبذير و اسراف است كه بخشنده را در اين جهان بر مى افرازد و در آن دنيا پست مى سازد. در ميان مردم مكرّمش مى دارد و در نزد خدا خوار مى گرداند. هركس دارايى خود را بيجا صرف كند و به نااهلش ببخشد، خداوند از سپاسگزارى آنها محرومش گرداند. آنان به جاى او، ديگرى را به دوستى خواهند گرفت و اگر روزى او را حادثه اى پيش آيد و به ياريشان نياز افتد، آنها را بدترين ياران و سرزنش كننده ترين كسان خود خواهد يافت .

                                           خطبه 126 نهج البلاغه (علامه جعفری –ص375 - 80 13ه ش )

 در روایت فوق میبینم ضمن تساوی حقوق در حد عام ، به در جای خود قرار گرفتن ثروت یعنی همان معنایی که از تعریف استفهام میگردد کاربرد عملی در امور سیاسی  ، اجتماعی و اقتصادی داشته و باید داشته باشد

ضرورت اجرای عدالت و سختی اجرا در عمل

در تعاریف و متون ادبی و شعرها به کار بردن کلمه عدالت و عدل و انصاف زیبا یی متون را دو چندان می کند امّا ارزش آن هنگامی مشخص می شود که حضرت علی علیه السلام ضمن خطابه های کوبنده در عدالت ، در عمل به اجرای آن می پرداختند و این به تعبیر بسیاری از نویسندگان دافعه ی علی بود چراکه در اجرای عدالت هنگامی که نوبت به خود انسان میرسد سختی آن را احساس نموده و علیرغم اینکه به حقانیت آن علم دارد در مقابل آن جبهه گیری می کند. باز گرداندن اموال بیت المال آن هم به سختیی که در حدیث ذیل به آن پرداخته صدق دعوی می کند.

وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ، فَإِنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ اءَضْيَقُ.

به خدا سوگند، اگر( چيزى را كه عثمان بخشيده )، نزد كسى بيابم ، آن را به صاحبش باز مى گردانم ، هر چند، آن را كابين زنان كرده باشند يا بهاى كنيزكان . كه در دادگرى گشايش است و آنكه از دادگرى به تنگ آيد از ستمى كه بر او مى رود، بيشتر به تنگ آيد.

                                           خطبه 15 نهج البلاغه (علامه جعفری –ص91 - 80 13ه ش )

  در طول تاریخ بشری هر گاه سخن از برابری – تساوی – و عدل می شود تصویری از یک عامل قدرتمند عدل در نظر جلوه گر می شود و اجرای عدالت نیز به حضور آن عامل دادگستر مشروط می شود .

فَاعْلَمْ اَنَّ اَفْضَلَ عِبادِ اللّهِ عِنْدَ اللّهِ اِمامٌ عادِلٌ هُدِىَ وَ هَدى، فَاَقامَ سُنَّةً َمعْلُومَةً، وَ اَماتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً. وَ اِنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَها اَعْلامٌ، وَ اِنَّ الْبِدَعَ لَظاهِرَةٌ لَها اَعْلامٌ. وَ اِنَّ شَرَّ النّاسِ عِنْدَاللّهِ اِمامٌ جائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ، فَاَماتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً، وَ اَحْيى بِدْعَةً مَتْرُوكَةً.

آگاه باش كه برترين بندگان خدا نزد خدا پيشواى عادلى است كه هدايت شده و هدايت كند، سنّت معلومى را به پا دارد، و بدعت مجهولى را بميراند. سنّت ها نورانى هستند و داراى نشانه هاى مشخّص،و بدعتها آشكارند و داراى علائم معلوم. و بدترين مردم نزد خداوند حاكم ستمكارى است كه گمراه است و گمراه كننده، سنّتِ در دست عمل را از بين ببرد، و بدعتهاى متروكه را زنده كند.                               خطبه 164 نهج البلاغه (علامه جعفری –ص482 - 80 13ه ش )

 

از آنجا که حکومت و سیاست دو مقوله جدا ناشدنی از هم اند و هدف کلی و سیاست حاکم بر جامعه تبیین کننده بسیاری از اهداف فرو دستی است ،تعریف و نوع نگاه به عدالت توسط سران حاکم می تواند در تمامی حوزه های حکومتی تأثیر گذار باشد . آموزش و پرورش رسمی که بیشترین سهم از سیاست های کلی نظام حاکم را دارا است نیز از این قاعده مستثنی نیست .

اهمیت موضوع آنگاه مشخص میگردد که سعی بر آشنایی با پیامدهای منفی عدم تحقق عدالت در آموزش و پرورش رسمی و حتی غیر رسمی داشته باشیم .یعنی در واقع به آثار بی عدالتی آموزشی بپردازیم.علیرغم تمام تلاشی که علمای تعلیم و تربیت و سیاستگذاران آموزشی در برقراری عدالت به هنگام تدوین نظام آموزشی داشته اند بنا به دلایل مختلف هنوز به سطح قابل قبولی نرسیده است . ضرورت ایجاب می نماید بررسی و آسیب شناسی های لازم در این زمینه انجام پذیرد.در جریان مقاله سعی بر رعایت قالب اسکلت های تربیتی شده است اما به فراخور بحث ممکن است پیامدها و آسیب شناسی و گاهاً اهداف و روشها به صورت مستتر در متن مقاله باشد که دقت خواننده را می طلبد.

در ا بتدا جهت فهم بهتر به بررسی لغوی و مفهومی واژگان کلیدی می پردازیم.

تربیت :

از کتابهای لغت اصیل و معتبر، استفاده میشود که واژه تربیت با دو ماده لغوی ربو و ربب مرتبط است. دیدگاه لغویان متفاوت است. که در ذیل دو دیدگاه مهم و متضاد و قابل بحث و بررسی در بین کلمات لغویان به طور اختصار اشاره میشود:

ـ دیدگاه اول: قول افرادی مانند راغب اصفهانی در مفردات است که گفته: الربّ فی الاصل التربیه...، ربّیت الولد من هذا (ربو)، قیل: اصله من المضاعف فقلب تخفیفا.

از ظاهر کلام راغب استفاده میشود تربیت از ربو مشتق شده است، نه از ربب مضاعف بنابراین، از نظر ایشان ربو ریشه اصلی و اوّلین واژه تربیت است.

ـ دیدگاه دوم: قول افرادی مانند ابن منظور در لسان العرب است که آورده: تَرَبَّبَهُ وَارْتَبَّهُ و ربّاه تربیة علی تحویل التضعیف و تربّاه علی تحویل التضعیف ایضا.

مرحوم دهخدا در لغتنامه تربیت را به معنی زیر آورده است :پروردن ، پرورانیدن ، پروردن کودک تا بالغ شود ، پروردن وآموختن ویژگیهای تربیت آن است که هر سه حوزه جسم وعقل وقلب آدمی را در برگرفته است.

 

  ((تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعداد ها درجهت کمال مطلق شکوفا شود . ))                                                            دلشاد تهرانی (ص34-88ه ش)

 

یعنی تربیت هم جنبه سلبی (رفع موانع) دارد و هم جنبه ی ایجابی (ایجاد مقتضیات)

از آنجا که تربیت در نظام اسلامی یعنی ربوبی شدن و رسیدن به کمال مطلق است ، معنای آن با معنایی که مکاتب فلسفی مادی ارائه می کنند ، کاملا متفاوت است و تفاوت اساسی آن در تربیت انسانی آن جهانی است . بدین معنا که همه مکاتب مادی تلاش می کنند انسانی را برای این جهان (ایستگاه موقت) تربیت نمایند ولی در مکاتب الهی بلأخص مکتب اسلام تلاش بر تربیت یک انسان سعادتمند در دو جهان است .

عدالت :

وَ سُئِلَ عليه السلام أَيُّهُمَا أَفْضَلُ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ فَقَالَ عليه السلام الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا عَنْ‏ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا

از امام - درود خدا بر او - پرسيدند كه كدام يك برتر است: عدالت، يا جود و بخشندگي حضرت فرمود: عدالت هر چيزي را به جاي خود نهد و بخشش آن را از جايگاه خود خارج سازد عدالت نگاهبان عمومي است و جود و بخشش مشكل گشاي خصوصي. پس عدالت ارزشمندتر و برتر است.  

حکمت 437 نهج البلاغه(علامه جعفری- ص 1138 -80 13ه ش)

 

با توجه به تعریف روان و ساده عدالت توسط حضرت علی (ع) در نهج البلاغه که عدالت را قرار گرفتن هر چیز سر جای خودش می داند ، بهتر و روشن تر می توان جایگاه آن را در آموزش و پرورش رسمی پیدا کرد . در واقع این تعریف از عدالت به بسیاری از شبهات پاسخ می دهد که معنای عدالت برابری و تساوی محض نیست بلکه هر چیز واقعا باید سر جای خودش قرار گیرد . با توجه به تفاوت های موجود فردی و اجتماعی و موقعیتی حتی توزیعی نابرابر نیز جلوه ای از عدالت می باشد .

البته تا یک سطح قابل قبولی همه باید از یک امکان برابر و مساوی بر خوردار باشند(انصاف). مثلا همه از حق تعلیم و آموزش در کشور برخوردارند اما اگر برای نابینایان شرایط ویژه تری در نظر گرفته شد آیا از عدالت عدول شده یا اگر به همه دانش آموزان یک عصای سفید و کتاب بریل بدهیم عدالت را برقرار کرده ایم ؟

 

آیا عدالت در تربیت نقش و جایگاهی دارد ؟

از آنجاکه عدالت یک امر اجتماعی است و در فردیت ، عدالت به خودی خود معنا نمی یابد در آسیب شناسی و بررسی پیامد های مثبت و منفی به سراغ نهاد های اجتماعی رفته و تربیت و تأثیرات عدالت در آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

قبل از پرداختن به آموزش و پرورش رسمی اندکی پیرامون تربیت غیر رسمی و تأثر آن از عدالت می پردازیم .در بررسی تربیت غیر رسمی نهاد های اجتماعی مانند خانواده – گروه های دوستان - مسا جد و اماکن مذهبی – کانونها و سازمان های وابسته و مستقل و ....می توانند محور اصلی بحث باشند البته آقای کتر عرسان کیلانی در کتاب فلسفه تربیت اسلامی ، امت اسلامی و جامعه بزرگ انسانی را به عنوان مراکز بزرگ تر آموزش غیر رسمی مطرح نموده که باید مورد توجه برنامه ریزان کلان تربیت جهانی اسلامی قرار گیرد . لیکن چون در برخی نهاد های فوق تقریباً دغدغه های مشترک وجود دارد،به بررسی تربیت خانوادگی بسنده کرده و در تربیت رسمی نقاط مشترک با سازمان های وابسته و مستقل را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

تربیت خانوادگی :

رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان

از جمله وظايف تربيتي والدين اجراي عدالت ميان فرزندان است. كودك انتظار دارد كه پدر و مادر در زندگي با وي به عدالت رفتار كنند و از هرگونه تبعيض و تفاوت نا به جا در مورد فرزندان پرهيز كنند. عدم توجه به عدالت و تبعيض و مقايسه كودكان با يكديگر، تأثير فراواني بر سلامت رواني كودكان مي گذارد و موجب ناآرامي، انحراف اخلاقي، احساس بدبيني و حسادت و انتقام در كودك مي شود. در آموزه هاي اسلامي بر رعايت عدالت و مساوات در برخورد عاطفي با فرزندان تأكيد و سفارش فراوان شده است.

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: ميان فرزندانتان عدالت را رعايت كنيد، چنان كه دوست داريد آنان در احسان و لطف به شما به عدالت رفتار كنند.»

 

همانطور که در مقدمه گفته شد هر جا سخن از عدل می شود نیاز به یک عامل و عادل احساس می شود و بسته به نهاد اجتماعی مد نظر عامل عدل تغییر می کند . بارز ترین تربیت غیر رسمی قبل از آغاز آموزش رسمی در خانواده شکل می گیرد . در نهاد کوچک اجتماعی خانواده پدر و مادر به عنوان عوامل مدیریتی خانواده نقش اصلی اجرای عدالت در بین فرزندان و حتی خودشان را ایفا می کنند . نیاز به عدالت ، بعد از تولد فرزند دوم به بعد بیشتر احساس می گردد . هنگامی که نوزاد تازه رسیده کانون توجه می شود اگر از عدالت جانب والدین رعایت نگردد ، آثار سوء تربیتی فراوانی بر جای خواهد گذاشت . چه بسا ممکن است کاری که والدین انجام می دهند عین عدالت باشد اما به جهت کم شدن سهم کودک اول ، برای او سؤالاتی پیش بیاید و از والدین جواب بخواهد . در این طور مواقع توصیه شده است که به جای سعی بر توضیح پاسخ منطقی که در قالب تفکر کودک نمی گنجد ، او را در موقعیتی مشابه قرار داده تا با قوه قضاوت کودکانه خود نسبت به ادراک مسأله و پاسخ گویی به سؤالش اقدام کند و گرنه احساس حقارت و سرخوردگی – حسادت و خود کم بینی ، پایه های خود را در شخصیت او بنیان می گذارند .

تأثیر عدالت در آموزش و پرورش رسمی

برای تعیین میزان اثرگذاری عدالت در تربیت رسمی لازم است که با مؤلفه های اصلی نظام تعلیم و تربیت مانند : هدف – محتوا و کتاب درسی – معلم – محیط ، امکانات آموزشی و مدرسه – دانش آموز و ارزشیابی آشنا شده و در ادامه ، میزان تاثیر عدالت در این مؤلفه ها را بررسی کنیم . و با دیدی نقادانه نگاهی هم به سیستم و نظام آموزشی کشور مان داشته باشیم که البته نقد نظام آموزشی مبحث تازه ای نیست لیکن امید است از منظر عدالت موجبات رفع بی عدالتی های آموزشی فراهم گردد.

به جهت ورود به مبحث تربیت رسمی به کالبدشکافی عناصر برنامه درسی پرداخته و تأثیرات عدالت را در آن ها واکاوی می نماییم:

هدف :

هدف هر سیستم یا مجموعه بیشترین تأثیر پذیری را از نظریات فلسفی حاکم بر جامعه دارد . در تدوین اهداف ، اگر اهداف متعالی عدالت گرایانه مد نظر نباشد ، سمت و سوی اهداف در جهت تربیت توده ای و قشری و بازسای طبقات اجتماعی شکل گرفته و در نهایت به اختلاف طبقاتی می انجامد که خود از مظاهر بی عدالتی و در تناقض با آموزه های دین اسلام است در تعریف تربیت هدف را قرب الی الله و پرورش انسانی عابد که به غیر از خدا بندگی احدی را بر نتابد و به معنای واقعی آزاد باشد برشمردیم . حال باید دید چه اتفاقی در نظام آموزشی ما می افتد که طفل شش ساله را وارد این سیستم می کنیم و در پایان دوره آموزش عمومی به اهداف سیستم دست نیافته است و حتی در تربیت دینی به معنای أخص نیز نه دین دان شده و نه دین دار !

از آنجا که اهداف به خودی خود واقع نمی گردند و مستلزم وجود هدفگذاران و سیاستگذارانی معین است انتخاب مسئولان و تصمیم گیران باید با توجه به تعریف عدالت در حکمت 437 نهج البلاغه باشد . در راه نیل به اهداف نیز اگر عدالت رعایت نگردد یعنی در تعیین مسئولین ستادی و عوامل فکری و نیروی انسانی هر چیز جای خود قرار نگیرد ، یا اهداف سازمانی محقق نمی گردد یا درصد کثیری از آن ها به جهت افراط ضایع می شود.

وَ قَالَ علی : عليه السلام لَا ترَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً

نادان را نبینی جز اینکه کاری را از اندازه فراتر کشاند و یا بدانجا که باید نرساند.

                                                          حکمت 70 نهج البلاغه (علامه جعفری – ص1000 – 1380 ه ش)

 

کاربرد لفظ جاهل یا نادان در مقابل علم است نه عقل ، در واقع به معنای ناشایسته در مقابل شایسته سالاری است نه احمق و نفهم .

 

معلم

گزینش معلم و نیروی انسانی و مدیر آموزشی و تربیتی دومین قدم موثر در تربیت است . شایسته سالاری و قرار گرفتن هر نیرویی با توجه به تخصص اش در سر جای خود ، از وزراء و مدیران ستادی گرفته تا مدیران مدارس و معلمان نقش بسزایی در پیشرفت علمی ، تربیتی و اخلاقی فرد و جامعه دارد . نمونه ی بارز عدول از این اصل به کار گیری وزراء و مدیران سیاسی فاقد صلاحیت کامل علمی و تخصصی و تجربه آموزشی و تربیتی بوده که اقدامات غیر تخصصی و بخشنامه ها و دستور العمل های غیر
عالمانه اشان ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی نظام آموزشی وارد آورده که سال ها زمان می خواهد تا بتوان به حالت اولیه برگشت چه برسد که به فکر پیشرفت باشیم . بر خلاف شعار زیبای شایسته سالاری ، با تغییر هر کدام از دولت ها ، باز هم همان گزینش های سیاسی انجام شده و روند همچنان ادامه داشته است .

گام بعدی نحوه ی گزینش و تربیت معلمین نیروی انسانی ادارات آموزش و پرورش است . تربیت نیروی انسانی برای معلم شدن کم یا اصلا انجام نمی شود و پس از فارغ التحصیل شدن بدون رتبه بندی و اعتبار سنجی علمی و مهارتی وارد سیستم می شوند.

نیرویی که برای تدرس در دبستان یا دبیرستان آموزش دیده علیرغم نیاز شدید منطقه به این نیرو در جای خود،به جهت نداشتن نیروی تخصصی اداری در پست های غیر تخصصی اداری به کار گمارده می شوند.این مشکل از آنجا ناشی می شود که در تربیت معلم ها رشته های تخصصی برای آموزش کارشناسان اداری اعم از کارگزین – حسابدار- گزینش و حراست – تعاون – کارشناسان آموزش مناطق – کارشناسان پرورشی – امور اردوها و حتی مدیران مدارس جهت تامین کادر اداری ادارات و مدارس وجود ندارد.

نیروهای اداری از دو دسته نیروی آموزشی تشکیل می شود که در صورت استفاده از هر دو گروه تعلیم و تربیت دچار آسیب جبران ناشدنی خواهد شد .

1-گروهی از معلمان که بنا به دلایلی از عهده تدریس در هر درسی بر نمی آیند و معمولا جهت عدم تقابل و مواجهه با تدریس و دانش آموز و سایر عوامل ، جهت تصدی گری به اداره آموزش و پرورش ارجاع شده و پس از مدتی به جهت تغییرات اداری تصدی یکی از پست های مهم کارشناسی آموزشی یا اداری را بر عهده گرفته و در قالب دستور العمل و بخشنامه برای همان مدارسی که خود از عهده اداره و تدریس دروس آن بر نمی آمدند نسخه آموزشی ، پرورشی می پیچند. اگر هزینه هایی که صرف آموزش این نیرو برای تدریس شده و هزینه هایی که صرف خود آموزی اداری از طریق آزمون و خطا و حیف . میل سخت افزاری و اتلاف وقت مفید نموده را باضافه هزینه های سنگینی که بر اثر ناآگاهی نیرو به مجموعه زیر دست وارد شده را برآورد نمایید به میزان آسیب وارده پی خواهید برد .

2-گروه دوم دبیران تخصصی و مدیران موفق مدارسند که به جهت درخشش در تخصص خود مورد توجه مدیران ستادی قرار گرفته و عملاً از مدار خارج شده و به درخواست های مسئولین جهت تصدی پست های اداری لبیک می گویند . جذب این افراد باعث میگردد معدود کسانی که در جای خود گمارده شده بودند نیز از موضع عدالت خارج شوند.میزان آسیبی که از این طریق به یک مدرسه و یا یک رشته تحصیلی در منطقه وارد می شود نیز قابل توجه است .

نیروهای آموزشی که بعنوان مدیر مدارس به کار گرفته میشوند همگی از دستور العمل های مهم آموزشی ، تربیتی ، انضباطی ، مالی و آیین نامه های ثبت نام و امتحانات بی اطلاعند و به طور تجربی و به صورت آموزش و خطا و بررسی سوابق و بایگانی های موجود درمدرسه بخشی از شرح وظایف شغلی خود را
می یابند.این خطا سال های سال است که نسل به نسل در حال تکرار است . چه بسا اگر بر اساس نیاز سنجی ، رشته های قید شده ی فوق در تربیت معلم ها و دانشگاه های کشور ایجاد شود از اتلاف بسیاری از سرمایه های مادی و انسانی جلوگیری می شود .

پدیده ی نادر سربازمعلم  نیز چند سالی است نظام آموزشی مارا به تمسخر گرفته است .سرباز وظیفه ای که هیچ انگیزه و توانایی برای تدریس و آموزش ندارد ، صرفاً جهت فرار از مشقّت خدمت نظامی به این شغل روی آورده بدون آموزش مؤثر وارد سیستم شده و دوسال به امری که نمیداند و انگیزه اش را هم ندارد
می پردازد . پاسخ مدافعان اینکار سپردن فرزندان خودشان جهت تعلیم و تربیت به این نیرو های وظیفه است. حال هر استدلالی دارند بیاورند.

یکی دیگر از مصادیق بی عدالتی تدریس دروس تخصصی توسط دبیران غیر متخصص است . در مدارس کم جمعیت شهری و روستایی اکثر معلمان برای تکمیل 24 ساعت موظفی شان یا حتی تکیل اضافه تدریس هر درسی که در برنامه خالی باشد در مدرسه تدریس می نمایند و مهم نیست مرتبط با رشته تحصیلی و تخصّصشان باشد یا نباشد.

فرض بر اینکه تربیت و گزینش معلمان خالی از اشکال باشد ، آیا عادلانه است که یک معلم با همان اطلاعات علمی ،30 سال بدون افزایش معلومات و به روز شدن تا آخر بازنشستگی به تدریس مشغول باشد. ؟

تساوی حقوقی که بین همه معلّمان اعم از دیپلم ، فوق دیپلم ، لیسانس ، فوق لیسانس - تلاشگر و عادی – بی سابقه و با سابقه به جهت برقرای جبران حداقل دریافتی (مبلغی است که به عنوان کمک دولت جهت رساندن حقوق کارمندان کم درآمددر احکام کاگزینی آن ها اضافه می گردد.)برقرار شده به جای عدالت مصداقی از بی عدالتی است البته در جهت تأمین یک کف برابر مطلوب است امّا بدین شکل فعلی انگیزه ادامه تحصیل و تلاش برای پژوهش و برتر بودن را از معلّمان سلب می کند.

پیشنهاد میگردد در قالب امتیازاتی که ذکر شد رتبه بندی و طبقه بندی انجام شود و همانگونه که اساتید دانشگاه و اعضاء هیئت های علمی رتبه بندی هایی چون دانشیار – استادیار – استاد تمام و......دارند یک چنین سامانه ای برای آموزش و پرورش ابداع کنند .این طبقه بندی می تواند درگزینش معلمان مدارس خاص ، اعزام به مدارس خارج از کشور و تفاوت حقوق و دستمزد و .......... مؤثر بوده و ضمن رعایت عدالت ، انگیزه لازم را جهت تلاش در جهت بهتر شدن بوجود می آورد.

دانش آموز :

شرایط سنی ورود به آموزش رسمی ، بسیاری از متولدین دوم مهر همان سال به بعد را از تحصیل همراه با همبازی ها و همسالانشان محروم نموده است . با وجود این همه تست هوش و آمادگی تحصیلی که واقعی تر و عادلانه تر آمادگی ورود به آموزش رسمی را می سنجد هنوز اصرار بر سن تقویمی است . در واقع تساوی شرط 6 سالگی برای همه عین بی عدالتی است .

جدا سازی دانش آموزان تیزهوش – نمونه وعادی و مرزی و...... به جهت توانمندی بیشتر و آموزش های خاص و ویژه از یکسو موجب پرورش نخبگانی مغرور و تافته جدا بافته از جامعه شده و از سوی دیگر ظلم مسلمی به دانش آموزان عادی که قشر اکثریت جامعه را تشکیل می دهند می باشد بدین معنا که سازمان های حمایتی در حد وسعشان از دانش آموزان استثنایی حمایت می نمایند که البته ستوده است . و از آن سو دانش آموزان نمونه و تیزهوش جهت بهره برداری های سیاسی اقتصادی و یا علمی از جانب سازمان هایی حمایت مالی و آموزشی می شوند و در این وسط دانش آموزان عادی یا مجبورند هزینه های گزاف غیر انتفاعی ها را بپذیرند یا با محرومیت به روند خود ادامه دهند.که در نهایت همه این اقشار که نه آموزش یکسانی دیده اند و نه از بهره هوشی یکسانی بر خوردارند باید در کنکوری یکسان آزموده شوند .

شرط احراز قبولی دانش آموزان نیز از حوزه عدالت خارج است . آزمون ها و امتحانات فقط محفوظات دانش آموزان را می سنجد و چه رنج آور است که طفل دبستانی به جهت خوب حفظ نکردن دانسته های دیگران یا جا انداختن یک کلمه و علامت از سیستم آموزشی اخراج می شود و سیستم آموزشی کشور با دست خود زمینه بزهکاری او را مهیا می کند . قطعا بعد ها پس از حذف نظام ارزشیابی نمره ای و جایگزینی نظام ارزشیابی توصیفی خواهیم دید که تا کنون چه ظلم بزرگی در حق فرزندانمان کرده ایم .

محیط آموزشی (مدرسه ) و امکانات آموزشی

آنگونه که رفت مساوات و برابری از زمینه های عدالت است که در تأمین امکانات باید لحاظ گردد. لذا فضا و امکانات آموزشی مدرسه در یک حد متوسطی باید برای همه اقشار از روستایی ، شهری و ..... فراهم باشد تا عدالت در توزیع امکانات و فضای آموزشی رعایت شده و حقی ضایع نگردد.

 

در نظام آموزشی ما نیازی به مقایسه ی یک مدرسه ی مجلل شهری و یک مدرسه کپری (کپر نوعی اتاق حصیری است که در مناطق جنوبی کشور ساخته می شود ) برای نشان دادن بی عدالتی نیست . به راحتی می توان تفاوت دو مدرسه همجوار شهری را که یکی عادی و دیگری با نامی خاص نامیده شده احساس نمود . مدرسه ضد زلزله و ایمن و دارای سیستم سرمایشی و گرمایشی برای بسیاری از مدارس ما از آرزوی محال  است . مدارس عادی از حداقل امکانات محرومند و به خاطر همین نقصان تعداد زیادی از معلمین فداکار و دانش آموزان معصوم جان خود را از دست داده اند .

وسایل کمک آموزشی ، امکانات آزمایشگاهی – کارگاهی و تجهیزات ورزشی و بهداشتی هم وضعشان بسان فضای آموزشی است .

 

محتوای آموزشی (کتب درسی )

مؤلفین و تهیه کنندگان منابع درسی دانش آموزان بدون توجه به شرایط اقلیمی – بومی و نیاز های جامعه و کشور دست به تدوین منبعی یکسان و واحد برای تمام کشور می زنند . در یک کشوری پهناور که دارای قومیت های مختلف ( کرد – لر – ترک – ترکمن – گیلک – جنوبی – عرب – بلوچ و ......) با فرهنگ ها و سنن مختلف که با اشتراک زبان و پرچم و سرود ملی و دین واحد ، بدنی واحد را تشکیل داده اند ، کار تدوین منبع بسیار پیچیده تر از آن می نماید که به نظر می رسد.

اگر چهار فصل بودن و شرایط محیطی ( کوهستانی – بندری – بیابانی و ..) که هر گروه برای تامین نیاز های منطقه ای خود نیازمند آموزش های جداگانه ای هستند ، به شرایط تدوین افزوده شود خواهید دید که چه اندک به این اصول عادلانه در تدوین منابع درسی مان پرداخته شده است . آنچه دیده می شود تدوین متمرکز منبع با گرایش تهیه کننده (بستگی به قومیت نویسنده و آداب و باورهای او دارد) که برای تمام کشور تجویز شده است .

محتوای کتب درسی بیشترین تأثیر پذیری را از روح فلسفی حاکم بر جامعه و نظام آموزشی خواهد داشت . لذا مادامی که تکلیف نظام آموزشی ما با مکاتب فلسفی جهانی روشن نشود این آشفتگی خواهد بود .اگر به جای کپی برداری از سیستم های آموزشی کشور های غربی که متأثر از مکاتب مختلف (ایدالیسم – رئالیسم – پرگماتیسم – لیبرالیسم – مدرنیته و پست مدرنیسم ) است ، بر اساس مکتبی فلسفی که بر گرفته از اسلام و سیره های تربیتی نبی اکرم (ص)و ائمه اطهار (ع) است سیستمی طراحی گردد ، تمامی آشفتگی ها و بی عدالتی های موجود برطرف خواهد شد . البته تمامی مؤلفه های تربیتی تحت تأثیر این توازن قرار خواهند گرفت .

 ((از مکافات عمل غافل مشو     گندم از گندم بروید جو ز جو ))

 

ارزشیابی

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ

و در دو طرف روز [اول و آخر آن‏] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار، زيرا خوبيها بديها را از ميان مى‏برد. اين براى پندگيرندگان، پندى است.

                                                                                                                                قرآن کریم سوره هود آیه 114 ترجمه فولاد وند

 

 

ارزشیابی از دانش آموز :

 

در حین توضیح مؤلفه دانش آموز اندکی به ارزشیابی نیز پرداختیم ، حال راهکار چیست ؟

اگر در ارزشیابی هایمان به جای حذف و اخراج و .... به إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ توجه داشته باشیم و فرصت جبران را به دانش آموز و معلم بدهیم بسیاری از مشکلات بر طرف خواهد شد .

-        ارزشیابی توصیفی این فرصت را ایجاد می کند .

-        بحث مردودی و تکرار پایه مرتفع شده و دانش آموز تاوان ضعف سیستم را نمی دهد .

یکی دیگر از از مصادیق بی عدالتی امتحان هماهنگ و کنکور است . دانش آموز مدارس کپری و دانش آموز بهترین مدارس پایتخت و حتی مدارس تیزهوشان در یک سطح در امتحانی به نام کنکور به رقابت می پردازند .پر واضح است که نفرات برتر و برگزیده علمی دانشگاه ها و در تعاقب آن پست های کلیدی و سمت های مسئولیتی کشور منحصر به کسانی می شود که از امکانات نا برابر دولتی بیشتری برخوردار بودند که هرگز با عدالت اسلامی سازگاری ندارد .

ارزشیابی از عوامل آموزشی و تربیتی:

شیوه ارزشیابی از کار عوامل آموزشی نیز بسیار سمبلیک است . در ارزشیابی که قرار نیست به خاطر تفاوت های صدمی تغییری در رفتار و نگرش و تلاش پرسنل برای بهتر بودن شکل گیرد ، انتظاری جز اینکه سرپرست بلافصل به نحوی عمل نماید که تقریبا همه در یک سطح نمره ارزشیابی دریافت نمایند ، نمی رود . در این میان تفاوتی بین معلم پر کار و کم کار احساس نمی شود و به مرور زمان او را هم بی انگیزه می کند و کم کم همرنگ جماعت می شود .

در صورتی که اگر گزینش صحیح انجام شده باشد و نیروهای نظارتی صحیح عمل نمایند پس از ارزشیابی های مستمر باید بُعد مثبت را تشویق و بدون تعارف بُعد منفی را تذکر و یاد آوری نمایند و به مصداق آیه ی شریفه 114 سوره هود فرصت جبران با حسنات را داد . مثلا شرکت در کلاس های آموزشی و تلاش در بهبود اطلاعات علمی و شغلی می تواند ضمن پاک کنندگی اشتباهات قبلی پرسنل را آماده تر از قبل نماید .


 

سخن پایانی :

در قالب یک مقاله بصورت فشرده و بسیار خلاصه و با نگاه کلام گهربار حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به توضیح اثر پذیری عدالت در تربیت در برخی مؤلفه های اصلی نظام آموزش رسمی پرداختیم و به کم بودن و ناقص بودن آن معترفیم . اما امیدوارم این متن اندک حقیر به جهت تذکر (فذکر ان الذکر تنفع المومنین ) برای مسئولین محترم آموزش و پرورش و اندیشمندان و دل سوزان نظام تعلیم و تربیت یاد آوری جهت عمل عادلانه باشد .

در این تحقیق به تعریف عدالت و تربیت پرداخته و توضیحاتی در مورد جایگاه عدالت در آموزش رسمی و غیر رسمی داده شد و میزان اثر گذار ی آن بر مؤلفه و دلالت های اصلی تعلیم و تربیت مانند : معلم – دانش آموز – مدرسه – محتوا – مدرسه و ارزشیابی مورد بررسی قرار گرفت . درضمن به آسیب شناسی و بررسی پیامد های منفی بی عدالتی پرداخته شده و ساحت های مختلف تربیت نیز از دید نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته اند.

واضح و روشن است که کار تعلیم و تربیت دامنه ی وسیعی دارد و کالبد شکافی و بررسی ریزتر آن می تواند کمک بیشتری به برنامه ریزان کلان تعلیم و تربیت کشور بنماید که از عهده ی یک مقاله بر نمی آید .لذا توصیه می شود کسانی که می خواهند نگاهی تخصصی تر به موضوع داشته باشند از طریق تحقیق میدانی یا پژوهش های تحلیلی و کیفی به موضوع ورود پیدا کنند و نتایج را جهت بهری گیری در برنامه ریزی های کلان در قالب پیشنهاد ارائه نموده و به سهم خود در جهت اصلاح ساختار آموزشی کشور ایفای نقش نمایند.البته در مطاله ی سند چشم انداز بیست ساله و نیل به حیات طیّبه سعی شده به این مهم پرداخته شود لیکن به نظر می رسد محوریت عدالت از نظر دور مانده است . خلاصه اینکه ریز بینی و مداقّه پژوهشگران تعلیم و تربیت می تواند راه های زیادی را فراروی برنامه ریزان کلان کشور بگشاید.


 

منابع و مآخذ:

 

 

ü      دهخدا علی اکبر ، لغت نامه ،جلد14

ü      دلشاد تهرانی مصطفی ، ماه مهر پرور ، انتشارات دریا ، 1385 ه ش

ü      علامه محمد تقی جعفری ، نهج البلاغه امیر المومنین علی (ع) ، انتشارات کرامت ، 1380 ه ش

ü      سایت تبیان به نشانی www.tebyan.net

ü      افلاطون جمهوری مترجم فؤاد روحانی تهران انتشارات علمی فرهنگی چاپ پنجم 1368

ü      ماجد عرسان کیلانی فلسفه تربیت اسلامی ترجمه بهروز رفیعی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم 1389

ü      دوماهانه حدیث مهر و زندگی مهر و آبان 85 شماره 31 از سایت                 www.hawzeh.net

ü      پایگاه اینترنتی جوان امروزبه نشانی                                         www.javanemrooz.com

 

 

 

 

 

 

محقق: سعید محمدیان حکمی  دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت 

وب نامه : E-MAIL: edubnd@gmail.com