سئوال میان ترم

سوالات میان ترم را از این لینک  دانلود کنید.

 

حسین یا حوسین

فلسفه عزاداري حسيني، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بيت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسيب‌ها، آفات و تحريفات اين هدف و فلسفه اصلي تا حدودي فراموش و اهداف کاذب ديگري جايگزين آن شده است، سهراب محمودي، طي يادداشتي به آسيب شناسي عزاداري سالار شهيدان امام حسين عليه السلام در برخي مجالس پرداخت.

به گزارش ايسنا متن اين يادداشت به شرح ذيل است :

سلام و درود خدا بر آنهايي كه در عزاي سالار شهيدان گريه مي كنند.

متاسفانه در برخي مجالس عزاداري و نحوه تعزيه گرداني و مجلس سينه زني سنتي سالار و سرور شهيدان امام حسين عليه السلام بيشتر به يك مجلس گرداني ظاهري تبديل مي شود و بيم آن مي رود كه دل‌هاي پاك و باصفاي آن عزيزان از دروني كردن شعائر و ارزش‌هاي عاشورايي فاصله بگيرد و بيشتر روبنايي شود، بگونه اي كه فقط به ريتم آهنگ و هارموني نوحه توجه شود تا به عمق مصيبت و دلسوختگي و پاك باختگي در آن.

اين تذكر از باب تكريم شعائر روضه امام حسين (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعريض و خداي ناكرده ترديد در نيت دلسوختگان حسيني گفته مي شود تا در آن گوشه چشمي از حضرت ابا عبدالله و ولي عصر روحي فدا بر دل‌هاي سوخته ما نيز بشود. در مقام نمادشناسي نام مبارك امام حسين عليه السلام تبديل به حوسين مي شود؛ تا همه چيز تحت الشعاع هروله ها وحوسين حوسين‌هاي تامل برانگيز شود!

تفاوت‌هاي «حسين» و «حوسين»

1- حسين عليه السلام يكي بيشتر نيست، امام حوسين‌ها متفاوت است و حوسين اين مداح با حوسين آن مداح فرق مي كند.

2- ياران حسين عليه السلام او را بنده خدا مي دانند، ولي ياران حوسين فرياد حوسين اللهي سر مي دهند.

3- حسين عليه السلام نماز را در بحبوحه جنگ در اول وقت به جاي مي آورد، اما حوسين نماز صبح را فداي مجالس شبانه مي كند.

4- درد حسين عليه السلام درد دين و شرافت انساني بود، اما همه مشكل حوسين عطش و سيراب كردن بستگانش بود .

5- ظهر عاشورا در مجلس حسين عليه السلام صداي الله اكبر و حي علي الصوه به گوش مي رسد، اما در مجلس حوسين فرياد حوسين حوسين به جنگ اذان مي رود.

6- حسين عليه السلام را بايد از مطهري ها شناخت، اما حوسين را در لابلاي آواز ناعالمان و ناعارفان بايد جست.

7- حسين عليه السلام براي تمام سال زنده است و الگويي براي هر لحظه زندگي ماست، اما حوسين فقط ده روز سال جلوه مي كند و بقيه سال بهانه اي است براي دور هم جمع شدن دوستان.

8- دوستان حسين عليه السلام ناخودآگاه خون گريه مي كنند اما دوستان حوسين خودآگاه خودزني و مجلس گرمي مي كنند و هر كس كبودي صورت و سينه اش بيشتر باشد مقرب تر است .

9- حسين عليه السلام براي گفتن حرف خود به چيزي نياز ندارد اما حوسين به طبل و بوق و كرنا و سبك پاپ نياز دارد.

10- در مجلس حسين عليه السلام رسيدن به معرفت مهم است، اما در مجلس حوسين ترتيب صفها و ريتم نوحه و بالا و پايين پريدن‌ها.

11- حرارت حسين عليه السلام هرگز در دل‌ها سرد نمي شود، اما حرارت حوسين بعد از يك شور زدن سرد مي شود .

12- عاصيان و گنهكاران براي شفاعت و توبه به مجلس حسين عليه السلام مي روند، اما در مجلس حوسين براي مجلس گرداني و ندانسته گاهي با مزاحمت براي ديگران وآلودگي به گناه.

13- حسيني ها قبولي را به اطاعت از خدا و خلوص نيت و پاكي دل مي دانند، اما حوسيني ها مي گويند: هر چه مي خواهد دل تنگت بكن فقط يا حوسين فراموش نشود .

عزيزان آنكه در كربلاي 61 هجري به شهادت رسيد امام حسين (ع) بود نه حوسين!

نقل از تابناک به آدرس:http://news.parseek.com/Url/?id=6360649

مختصری در مورد اگزیستانسیالیسم

فیلسوفان اگزیستانسیالیست هستی انسان را به عنوان گونه‌ای متمایز از هستی دیگر هستندگان مورد دقت قرار می‌دهند و با دقت به این تمایز هستی انسان را وجود یا EXISTENSE می خوانند. آنها می‌کوشند تا نشان بدهند که چه تفاوتی میان وجود یا بودن انسان در این دنیا با سایر شکل‌های هستی یافتنی است. در اینجا به این کوشش‌ها می‌پردازیم: ((هر ماهیت تازه به خودی خود ارزشمند است.))این گزاره‌ای است که مکتب اصالت وجود در باز تعریف مفهوم ارزش ارائه می‌دهد. به گونه‌ای که بر همین اساس در ادامهٔ عبارت فلسفی ((من می‌اندیشم پس هستم.) دکارت آلبر کامو می‌گوید ((من طغیان می‌کنم پس هستم.))[ این عبارت علاوه بر پذیرش نخستین گزارهٔ این مقاله معنایی هم در خود دارد وآن اینکه همانند گذشتگان زیستن برابر با غیر اصیل زیستن است.

اصول فلسفه اگزیستانسیالیزم (اگزیستانسیالیسم) مبنی بر اصالت وجود و تقدم آن بر ماهیت انسان است. هنگامی که می‌خواهیم از اگزیستانسیالیسم سخن بگوییم، باید مشخص کنیم که منظورمان چیست. ژان پل سارتر، مارتین هایدگر، گابریل مارسل، سورن کی‌یرکگارد از متفکران اگزیستانسیالیست بوده‌اند. البته مارسل و کی‌یرکه گارد بینشی ایمان‌گونه داشته‌اند و اندیشه‌شان الحادی نبوده‌است؛ سارتر و هایدگر درست در مقابل این دو هستند که اندیشه‌های الحادی داشته‌اند. از آن‌جا که مقاله به اگزیستانسیالیسم سارتری مربوط است، به سارتر می‌پردازیم. اساس نگاه فلسفی سارتر به انسان این است که انسان را مختار می‌داند و بر این اساس به انکار خداوند می‌رسد؛ زیرا که او معتقد است انسان نمی‌تواند مختار باشد، در حالی که خالقی مطلق و یگانه داشته‌باشد که از ازل می‌دانسته که چه می‌خواهد بسازد. البته این مساله کاملاً بر اساس خدای کلامی معتزله و اشاعره و هم‌چنین خدای کلامی مسیحی و خدای کلامی یهودی صحت دارد. انسان وقتی مختار باشد، باید مسئولیت هر انتخاب‌اش را بپذیرد و از همین بینش است که سارتر خود را مسئول جنگ جهانی می‌داند و این جا دلهره و اضطراب به وجود می‌آید که فرد با خود می‌گوید از آن جا که من مسئول این کار هستم، آیا این کار درست بوده و چه نتایجی خواهدداشت که من آن‌ها را نمی‌دانم یا نخواهم‌دید!؟

اندیشه‌های اگزیستانسیالیستی سارتر، که در خصوص آزادی و مسؤولیت فردی و ممکن‌بودن وجود ما و فاصله‌ئی که ما از خودمان داریم، هم‌چنان می‌تواند برای فلسفهٔ جدید مهم باشد. اما سارتر اخلاق‌گرا نیز بود و کوششی که برای طرح نظریه‌ای اخلاقی کرد هم‌چنان می‌تواند برای فلسفه «بعد-از-نو» مهم باشد. کم‌تر فیلسوفی هم‌چون سارتر این اقبال را داشته‌است که در عمر خود شاهد شهرت و نفوذ اندیشه‌اش باشد. اما سارتر با همهٔ فلاسفه‌ای که تاکنون بوده‌اند متفاوت است.

منبع :ویکی پدیا

تسلیت

یا حسین شهید

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

دکتر علی شریعتی